تبليغاتX
کتاب نور
ياد بگيريد

آرش مير اسماعيلی جوڈو کے عالمی مقابلے جیتنے کے بعد قران شریف کو چوم رہے ہیں

002010.jpg

نوشته شده توسط معصومه داوطلب در سه شنبه هفتم آذر 1385 ساعت 7:21 | لینک ثابت |

نوشته شده توسط معصومه داوطلب در دوشنبه هشتم آبان 1385 ساعت 18:42 | لینک ثابت |

سلامی دوباره

 

با ارزوی قبولی طاعات و عبادات شما عزیزان

   حلول ماه شوال را به شما دوستان  تبریک عرض می کنم

                      

نوشته شده توسط معصومه داوطلب در دوشنبه یکم آبان 1385 ساعت 23:37 | لینک ثابت |

نوشته شده توسط معصومه داوطلب در دوشنبه دوازدهم تیر 1385 ساعت 10:58 | لینک ثابت |

تو می دانی
نوشته شده توسط معصومه داوطلب در یکشنبه چهارم تیر 1385 ساعت 10:29 | لینک ثابت |

نوشته شده توسط معصومه داوطلب در شنبه سی ام اردیبهشت 1385 ساعت 14:27 | لینک ثابت |

بیایید ز باران عاشق حکایت کنیم

ساعت ۱۲ نیمه شب مرز بین پنج شنبه و جمعه است

لحظه ی صفر عاشقی .

او با گیسوان پریشان و چشمانی نافذ بیش از هزار سال

است که در چنین لحظه ایی پر التهاب تر از همیشه چشم انتظار

است شاید این لحظات لحظات پایان انتظار باشد همراه او

عده ی بسیار کمی منتظرند .

دقایق می گذرند و هیچ اتفاقی نمی افتد مثل اینکه هنوز هم

باید منتظر بود هنوز بشر باور نکرده است که در سیاهی غرق

شده است و هنوز فریاد رس خود را نخوانده است

گویی همه چیزی به نام خوش بختی را فراموش کرده ایم

روزگاری است که خوش داشتن برای همه به افسانه ایی

مبدل شده است اما ان اشنای غریب قهرمان هیچ افسانه ایی

نیست  بلکه او واقعا حضور دارد

برای خوندن ادامه مطالب بر روی ادامه مطالب کلیک کنین


ادامه مطلب
نوشته شده توسط معصومه داوطلب در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385 ساعت 11:19 | لینک ثابت |

با اهدا سلام به شما دوستان

شایداضافه کردن این پست به نظر شما ربط چندانی

به عنوان وبلاگ نداشته باشه

اما به نظر ما مطالب قرانی منافاتی با ذوق هنری انسان نداره

و فکر می کنیم باز کردن یه قسمت کوچک در وبلاگ

برای اثار هنری شما دوستان خالی از لطف نباشه

برای خوندن نوشته های دوستانی که مطالبی برای ما اوردن

روی ادامه مطالب کلیک کنین

نظر یادتون نره


ادامه مطلب
نوشته شده توسط معصومه داوطلب در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385 ساعت 10:47 | لینک ثابت |

                      يا علي گفتيم و عشق اغاز شد             

يا علي گفتيم و عشق اغاز شد

نوشته شده توسط معصومه داوطلب در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385 ساعت 7:4 | لینک ثابت |

ذوالقرنين كيه؟؟؟

 سد (دیوار) ذوالقرنين کجا قرار گرفته؟

عده ای گمان می کردند سد ذوالقرنین همان دیوار چین است که صدها کیلومتر طول دارد ولی کاملا روشن است دیوار چین سد ذوالقرنین نیست چون نه از آهن و مس ساخته شده، و نه در یک تنگه باریک کوهستانی است.

 

بـعـضـى ديگر که ادعا داشتند ذوالقرنین یک پادشاه یمنی بود، سد مارب در سرزمين يمن را سد ذوالقرنین می داسنتند در حالى كه سـد مارب گر چه در يك تنگه كوهستانى بنا شده ولى براى جلوگيرى از سيلاب و به منظور ذخيره آب بوده، و آهن و مس در ساختمان این سد به کار نرفته است.

 

در قفقاز مـيـان دريـاى خـزر و دريـاى سـيـاه سـلسـله كـوهـهـایى اسـت که هـمـچـون يـك ديـوار شـمال را از جنوب جدا مى كنند، تنها تنگه اى كه در ميان اين كوه هاى ديوار مانند وجود دارد به تنگه داريال معروف است، در این تنگه دیوار باستانی مقاومی از آهن و مس قرار دارد که هنوز پا برجاست. مورخین معتقدند این همان سدی است که قرآن از آن سخن می گوید ولی آیا این سد را کوروش کبیر ساخت؟

 

بله! در آثار باستانی ارمنی از این سد به بهاگ گورایی یاده شده که یعنی تنگه کوروش. در نزدیکی این سد رودی است که مردم محلی آن را سائرس (سیروس؟) می خوانند که به زبان یونانی یعنی کوروش.

                                                                

داستان ها و افسانه های ساختگی در مورد ذوالقرنین، و یاجوج و ماجوج

در کتب مختلف تاریخی که از قدیم به یادگار مانده اند، در آثار ادبی و حتی در احادیثی که منسوب به ائمه کرده اند (معمولا امام صادق! اصولا یه عده هر جا کم میاوردند یه حدیث به نام امام صادق جعل می کردند!) داستان ها و افسانه های نادرستی در مورد ذوالقرنین، و یاجوج و ماجوج می خوانیم. یکی از نشانه های ظهور حضرت مهدی خروج یاجوج و ماجوج و هجوم آنها به مسلمانان است. در کتاب مقدس، در مکاشفات یوحنا هم از نشانه های ظهور مجدد مسیح به خروج یاجوج و ماجوج اشاره شده. ولی این باورها کم کم رنگ و بوی افسانه و خرافات هم به خود گرفته اند. در تاریخ طبری در مورد یاجوج و ماجوج اینطور آمده:

 

گویند (کی؟) یاجوج و ماجوج دو برادر بوده اند از فرزندان یافث بن نوح (ع) از پس طوفان به حد مشرق افتادند و از پس آن دو کوه قرار گرفتند و از ایشان نسل پیوست و نسب هر یکی چندین فرزند آمد و خلق بسیار شد و صورت ایشان همچو صورت آدمی است ولیکن بقامت یک ارش اند! و هر یک گوش ها دارند پهن که در زمین همی کشند! و جامه ندارند و برهنه باشند و چون خر و گاو و وحش پیش یکدیگر جماع کنند و شرم ندارند (البته این تا حدودی درسته!) و چون بخفتند یک گوش زیر کنند!... و طعام ایشان دانه خار خشک است! این مردمان اندر کوه بسیارند و دین ندارند و خدای را نشناسند و عدد ایشان کمتر نشود! و هیچ مردی از این جهان بیرون نشود تا او را هزار تن از پشت بیرون نیاید از نر و ماده و ایشان هر وقت از آن کوهها بیرون آیند و مسلمانان را رنجه نمایند و فساد بسیار کنند و هر آدمی که بیابند بکشند..

 

در مورد ذوالقرنین هم همین طور است. در مورد او هم افسانه های زیادی داریم که در موثق ترین! آنها اینطور می خوانیم که ذوالقرنین به همراه عده دیگری من جمله خصر نبی در جستجوی آب حیات (یا آب حیوان) شرق و غرب عالم را سفر کردند. در طول این سفر وقایع شگفت انگیزی روی داد. ذوالقرنین در حین سفر با موجودات عجیب غریبی (یاجوج و ماجوج) رو به رو شد و آنها را پشت سدی زندانی کرد... سرانجام دوالقرنین در ظلمات ناپدید شد ولی خضر از آب حیات نوشید و خود را بشست و عمر جاودان یافت..

 

در باورهای اسلامی چیزی به عنوان درخت معرفت، درخت حیات، و آب حیات نداشته ایم و این باورها به تدریج از افسانه های مسیحت و یهودیت (و شاید هم زرتشتی) وارد کتب ما شده اند. هنوز هم در کتاب هایی مثل: قصص الانبیا، نشانه های ظهور حضرت مهدی و غیره از این باورهای خرافی در مورد ذوالقرنین و یاجوج و ماجوج بسیار داریم. ببینید از اسلام و تشیع چه ساخته بودند.

          براي خوندن ادامه ي مطالب بر روي ادامه   كليك كنيد

                                 در ضمن نظر يادتون نره


ادامه مطلب
نوشته شده توسط معصومه داوطلب در شنبه دوم اردیبهشت 1385 ساعت 8:3 | لینک ثابت |

                  

                    بیا ساقی تا به دست طلب گیرم از کف تو جام پی در پی

               به داد دل ای قرار دلم نو بهار دلم میرسی پس کی؟؟؟؟

 

       ان شالله خدا  دیدن این سرزمین الهی رو قسمت همه شما عاشقان بکنه

                            التماس دعا

نوشته شده توسط معصومه داوطلب در شنبه دوم اردیبهشت 1385 ساعت 6:13 | لینک ثابت |

با یادت ای بهشت من آتش دوزخ کجاست؟

عشق تو در سرشت من با دل و جان آشناست

چگونه فریادت نزنم؟چرا دم از یادت نزنم؟

در اوج تنهایی

اگر جهان بیگانه شود!زمین همه ویرانه شود!

تویی که با مایی

 

یاد یه داستان افتادم حیفه براتون ننویسمش:

روزگاری مردی زندگی بسیار خوبی داشت و تمام خوبیها و خوشیهای دنیا را خدا به او داده بود. بدین صورت می گذشت تا اینکه سیل آمد و تمام هستیش، خانواده اش ،زن و فرزندش را با خود برد.

روزهای سختی شروع شد و این فرد حتی قرص نانی هم برای خوردن نداشت تا اینکه یک شب بسیار گریست و خواست که خدا را ببیند.از قضا خوابش برد و در خواب دید که با خدا راه می روند به مسیری می رسند که دو رد پا در آن دیده می شود مرد از خدا پرسید این دو رد پا چه هستند؟

خدا پاسخ داد: این مسیر خوشی های زندگی توست و این دو رد پا جای پاهای من و توست که بر روی  زمین دیده می شود.

کمی جلوتر رفتند و به راهی رسیدند پر از خار و خاشاک که فقط یک ردپا در آن بود مرد رو به خدا کرده گفت:این مسیر بدبختی من است و من در این راه تنها هستم ،تو مرا در بدبختیم تنها گذاشته ای.

خدا لبخندی زد و گفت:این مسیر بدبختی های تو است اما این رد پا ردپای تو نیست ،جای پای من است در این راه تو در آغوش من هستی...

اگر باور کنیم توی بدترین شرایط زندگی خداست تنها آرامش دهنده و تنها همراه ،اونی که درد را می ده درمان را هم می ده، اینا همش امتحانه و باید بخوایم که سر بلند باشیم،اون وقت حمل بسیاری از بارها و مشکلات آسون میشه

 

بیاین یاد بگیریم:

وقتی یه مشکل بزرگ داریم داد نزنیم

ای خدا من یه مشکل بزرگ دارم

بگیم:

ای مشکل ، من یه خدای بزرگ دارم

نوشته شده توسط معصومه داوطلب در شنبه دوم اردیبهشت 1385 ساعت 5:0 | لینک ثابت |

خدا بزرگه به همین دلخوشم فقط ..........

 

       من خیلی دوست دارم

          زمین رو از ماه ببینم

                  اینطوری

                        به کوچکی خودم وبه بزرگی خدا بیشتر پی می برم

                                      

نوشته شده توسط معصومه داوطلب در شنبه دوم اردیبهشت 1385 ساعت 1:47 | لینک ثابت |

به نام او که جان را فکرت اموخت

برخي از کارشناسان معتقدند نماز خواندن تنها غذاي روح انسان نيست , بلکه جسم انسانها را نيز تقويت مي کند و آنها را در مبارزه با مشکلات روزمره ياري مي دهد . وقتي چشمها در حالت نماز ثابت مي ماند جريان فکر هم خود به خود آرام شده و در نتيجه تمرکز فکر افزايش مي يابد. ثابت ماندن چشم باعث بهبود ضعف و نواقصي مانند نزديک بيني مي شود و به لحاظ رواني اين حالت باعث افزايش مقاومت عصبي فرد شده و بيي خوابي و افکار نا آرام را از انسان دور مي کند.

ايستادن در حالت نماز باعث تقويت حالت تعادلي بدن شده و قسمت مرکزي مخچه که محل کنترل اعمال و حرکات ارادي است را تقويت مي کند و اين عمل باعث مي شود فرد با صرف کمترين نيرو و انرژي به انجام صحيح حرکات بعدي بپردازد. نماز قسمت فوقاني بدن را پرورش داده و ستون مهره ها را تقويت کرده و آن را در حالت مستقيم نگاه مي دارد. تقويت احشاء و ماهيچه هاي شکم , حفظ سلامت دستگاه گوارش و رفع يبوست مزمن سوء هاضمه و بي اشتهايي از ديگر خواص نماز خواندن و رکوع در نماز است.

 کارشناسان مي گويند در حالت رکوع ماهيچه هاي اطراف ستون مهره ها منبسط مي شود که در متعادل و آرام کردن سمپاتيک موثر است.

 مدت زمان خواندن ذکر رکوع نيز باعث تقويت عضلات صورت و گردن ساق پا و رانها مي شودو به اين ترتيب به جريان خون در قسمتهاي مختلف بدن سرعت مي بخشد.

تنظيم متابوليسم بدن فراهم نمودن زمينه از بين رفتن اکثر بيماري ها از بدن , کمک به افزايش حالت استواري و استحکام مغز و بهبود ناراحتي هاي تناسلي و نارسايي هاي تخمدان از ديگر خواص رکوع در نماز است.

سجده نيز ستون مهره هاي بدن را تقويت کرده و دردهاي سياتيک را آرام مي کند. سجده علاوه بر از بين بردن يبوست و سوء هاضمه ,پرده ديافراگم را تقويت کرده و به دفع مواد زايد بدن به دليل فشرده شدن منطقه شکمي کمک مي کند.

سجده همچنين باعث افزايش جريان خون در سر شده که اين امر با تغذيه اين غدد باعث حفظ شادابي , زيبايي و طراوت پوست مي شود.

حالات سجده به واسطه باز شدن مهره ها از يکديگر باعث کشيده شدن اعصابيکه قسمتهاي مختلف بدن را به مغز وصل مي کند,شده و اين  اعصاب را در يک حالت تعادلي قرار مي دهد که اين عم براي سلامت انسان بسيار حائز اهميت است.

سجده باعث آسودگي و آرامش در فرد شده و عصبانيت را تسکين مي دهد. استحکام بخشيدن و تقويت عضلات پاها و ران ها , کمک به نفخ معده و روده  , بهبود فتق  , از خواص نشستن بعد نماز است.

روشن است که نماز فلسفه ي خاص خود را دارد که معراج مومن و مايه ي قرب به حق است و آن را بايد فقط براي خداوند تعالي خواند و نه به انگزه فوايد و آثاري از اين دست, ولي آگاهي از اين دست نظرات علمي نيز مي تواند براي برخي مفيد باشد.


 

نوشته شده توسط معصومه داوطلب در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385 ساعت 9:35 | لینک ثابت |

به نام خدا

با عرض سلام

مطالبو تا اخر بخونیدو اگه نظری داشتین حتما بنویسین

 

امروزه مسلمانان به علت دوري از قرآن وتعاليم آن، از قافله ي تمدن بشري عقب افتاده اند و با وجودي كه داراي جمعيتي بيش از يك ميليارد مي باشند ، خود باخته اند و از تفرقه ميان خود به شدت رنج مي برند، دشمنانشان بر آنان مسلط شده اند ودر عمل به جاي پيروي از دستورات قرآن ، از اوامر قدرتهاي بزرگ كه دشمن دين و قرآن آنها مي باشند،پيروي مي نمايند و اين در حالي است كه پيروي از دستورات قرآن آنان را از اين ذلت نجات خواهد داد و شكوه وعظمت گذشته را به آنها باز خواهد گرداند . پشت كردن به قرآن در اين دنيا براي مسلمانان ،ذلت و خواري را براي آنها به بار آورده است و در روز آخرت نيز شكايت پيامبر از آنها را به دنبال خواهد داشت، در آن روز كه امت محمد(ص) از زبان پيامبرشان اين شكايت را مي شنوند كه پروردگارا قوم من اين قرآن را از خود راندند.(فرقان/30)

امروزه به رغم تبليغات وسيعي كه در كشورهاي غربي عليه اسلام و مسلمانان وجود دارد، روز به روز به تعداد كساني كه با تحقيق درباره ي قرآن به دين اسلام مي گروند،افزوده مي شود.اين افراد با توجه به حقايق وتعاليم شگفت انگيز قرآن و بدون توجه به زندگي مسلمانان امروزي به حقانيت دين اسلام پي مي برند و جالب اين كه عده اي از آنها بعد از پذيرش دين اسلام اعلام مي كنند كه مسلمانان خود از تعاليم قرآن و اسلام فاصله گرفته اند وخدا را شكر گذارند كه قبل از آشنايي با مسلمانان، با قرآن وحقيقت اسلام آشنا شده اند.مطالعه و بررسي قرآن با انصاف وبدون تعصب باعث شده است كه بسياري از محققين غربي به حقانيت قرآن ايمان بياورند وتعدادي از آنان نيز به دين اسلام مشرف شوند اما متأسفانه موج تبليغات ضد اسلام در غرب و مشكلاتي كه براي تبليغ دين اسلام در اين كشورها وجود دارد،باعث دوري عامه ي مردم از مطالعه در مورد حقيقت قرآن واسلام شده است و كتابهاي محققين خود آنان نيز كه به اسلام گرويده اند ويا حد اقل حقايقي از آن را بيان نموده اند،در جامعه نفوذ وانتشار زيادي ندارد. اما بايد مطمئن بود كه خورشيد همواره زير ابر نمي ماند و چراغ الهي هرگز خاموش نمي شود . توجه به قرآن و تحقيق در مورد آن از دوره ي رنسانس تا دوران معاصر مورد توجه ي تعدادي از دانشمندان غربي قرار گرفته است و آنان بعد از پي بردن به عظمت قرآن،نظرات جالبي را بيان نموده اند كه بيان تعدادي از اين نظرات خالي از لطف نيست :

گوته مي گويد :اگرچه ما همواره از قرآن روي برمي گردانيم و در همان مرحله ي اول از آن اظهار تنفر مي نماييم اما آن خيلي زود ما را به سوي خود جذب كرده و شگفت زده مي نمايد ودر نهايت مارا وادار مي كند كه در مقابل آن سر تعظيم و احترام فرود آوريم. سبك واسلوب قرآن و هماهنگي و توافق آن بامحتوا وهدفش محكم و استوار،بسيار عالي و باشكوه،با هيبت وسرسام آور و داراي رفعتي حقيقي و ابدي است.. . ازاين رو اين كتاب در تمام زمانها،تأثيري نيرومند از خود به جاي مي گذارد .

ولتر مي گويد:اگر تمام قرآن را از اول تا آخر آن بخوانيد،يك كلمه ي كودكانه در آن نخواهيد يافت.قرآن در حقيقت مجموعه اي است از پندهاي اخلاقي،دستورهاي ديني،راز ونياز به درگاه خداوند،تحذير و تشويق جهانيان و شرح سرگذشت فرستادگان خدا.

توماس كارلايل مي گويد:قرآن اساس تشريع براي هر زمان و مكان و سرچشمه ي احكام قضايي و قانون متبع در امور زندگي بوده و راه زندگي سعادتمندانه اي را براي پيروان خود روشن مي سازد.يكي از مزاياي قرآن كه دقت آن باعث دهشت واعجاب من شده است،اين است كه در جمله هايي كوچك به بعضي از حقايق بزرگ اشاره نموده است .

دكتر جرنيه ي فرانسوي علت مسلمان شدن خودرا اينگونه بيان مي كند :«من تمام آيه هاي قرآن راكه در زمينه ي علوم طبيعي و بهداشت وطب بودند،مطالعه نمودم و آنها را با دقيق ترين قوانين علوم طبيعي و پيچيده ترين اصول ثابت شده ي علوم عقلي منطبق ديدم ويقين پيدا كردم كه هزار سال قبل جز خدا هيچ كسي بر روي زمين از آن قوانين و اصول آگاه نبوده است؛پس به حقانيت و خدايي بودن چنين كتابي ايمان آوردم».

ريتو بنورث اعتراف مي كند:«علوم طبيعي وفلكي و فلسفه از قرآن اقتباس شده است و علما مديون قرآن هستند» .

جي مارگوليوت مي گويد :«اقرار مي كنم كه قرآن مهمترين موقعيت را در ميان كتابهاي مذهبي جهان به خود اختصاص داده است؛گرچه قرآن در اين طبقه ي ادبياتي جوانترين اثر به حساب مي آيد اما تأثير شگرفي را كه بر عده ي زيادي از مردم گذاشته است،همچنان به ديگران ارزاني مي دارد .اين كتاب براي اولين بار از افراد ناهمگون قبايل صحرايي در شبه جزيره ي عرب،امتي از قهرمانان ساخت و آنان نيز به نوبه ي خود اقدام به ايجاد چنان سازمانهاي وسيع سياسي مذهبي در جهان اسلام نمودند كه يكي از بزرگترين نيروهايي است كه اروپا وغرب براي آن حساب ويژه اي باز نموده اند» .

موريس بوكايل مي گويد :«بررسي كامل عيني و بي طرفانه ي قرآن در پرتو دانش مدرن ،ما را به درك توافق بين اين دو(قرآن وعلم) رهنمون مي سازد و نيز اين حقيقت را روشن مي سازد كه در زمان محمد ،نه او ونه هيچ انسان ديگري نمي توانسته است چنين مطالب شگفت انگيزي را كه با علم امروز مطابقت مي كند،به رشته ي تحرير در آورد» .

ماكسيم رودنسون،نويسنده ي ماركسيست مي گويد:قرآن كتاب مقدسي است كه عقلانيت جايگاه بسيار بزرگي را در آن اشغال نموده است.در اين كتاب خداوند براي مردم همواره دليل و برهان ارائه مي نمايد ودر مناسبتهاي متعدد براي انسان تكرار مي كند كه پيامبران همراه دليل وبرهان مبعوث شده اند .به نظر مي رسد عقل گرايي قرآني همچون سنگ، سخت،مستحكم و اصلي بنيادي است .

جان ديون پورت مي گويد :قرآن تا آن حد معجزه ي جاويد شناخته شده است كه محمد (ص) آن را دليل قوي و مؤيد رسالتش اعلام نمود و آشكا را فصيح ترين مردان آن روز عربستان را به مبارزه دعوت نمود تايك سوره مانند قرآن بياورند. قرآن مانند اناجيل نيست كه فقط به عنوان ميزان وشاخصي درباره ي عقايد ديني،عبادت وعمل پيروان ‎آن شناخته شده باشد بلكه داراي مكتب و روش سياسي نيز هست.كليه ي مسايل حياتي و مالي با اجازه ي همين منبع ومصدر قانونگذاري حل مي شود. در ميان محسنات زيادي كه قرآن به حق واجد آن است،دو نكته ي بسيار مهم وجود دارد يكي لحن تعظيم وتكريم هنگام ذكر نام خداوند وديگري وجود نداشتن فكر،بيان و يا داستاني خلاف تقوا يا حاكي از سوء اخلاق و بي عفتي و عدم طهارت كه آن را معيوب و لكه دار نمايد در صورتي كه با كمال تأسف اين نواقص در موارد بسيار زيادي در كتب يهود ديده مي شوند .

ويل دورانت مي گويد :در قرآن قانون واخلاق يكي است.رفتار ديني در قرآن شامل رفتار دنيوي نيز هست وهمه ي امور آن از جانب خداوند وحي شده است .

ارنست رنان مي گويد :اگر كسي خواسته باشد به كتابي كه از آسمان نازل شده است ايمان بياورد،آن كتاب فقط قرآن است زيرا كتب ديگر آسماني امتيازات قرآن را ندارند .

ادوارد گيسبون مي گويد: قرآن دستور عمومي و قانون اساسي مسلمين است؛دستوري است شامل مجموعه قوانين ديني،اجتماعي مدني،تجاري ،نظامي،قضايي،جنايي وجزايي .

هربرت جرج ولز مي گويد:قرآن بهترين راهنماي يك عقيده ي قلبي يعني توحيد و اخلاق فاضله است.شايد نيروي معنوي اين كتاب منحصر به سادگي اوامر ونواهي آن باشد چنانكه گاهي يك كلمه ي آن چندين حقيقت را در بر مي گيرد. قرآن كتاب علمي ،ديني،اجتماعي ،تربيتي،اخلاقي و تاريخي است.مقررات و احكام آن با اصول قوانين ومقررات دنياي امروزي هماهنگ وبراي هميشه قابل پيروي و عمل است .

رود يويل كشيش فرانسوي مي گويد: قرآن روحي قوي است كه يك ملت فقير و نادان را منقلب نمود وتمدن نيرومندي را كه رونق كامل داشت،به وجود آورد ؛ تمدني كه بالهاي خود را از سمت غرب تا اسپانيا و از سمت شرق به حدود هند و چين گسترش داد ودر اندك زماني امپراتوري بزرگي را تأسيس نمود.قرآن مقام والايي دارد.اروپا نبايد فراموش كند كه مديون اين كتاب است؛كتابي كه آفتاب علم را در ميان تاريكي قرون وسطي در اروپا جلوه گر ساخت.

بعد از خواندن مقالاتي از محققين ودانشمندان غربي در موردقرآن،در يافتم كه آنان بيش از بسياري از مسلمانان امروزي به عظمت و شگفت انگيز بودن آن پي برده اند،عده اي كه با انصاف و بدون اغراض سياسي و فقط به منظور تحقيق و كشف حقيقت به بررسي قرآن پرداخته اند و بيشتر آنان عضو آكادميهاي بزرگ علمي غرب هستند،خود به اسلام گرويده اند و عده اي ديگر نتايج تحقيقات خود را در اختيار كساني گذاشته اند كه از بيداري مسلمانان وتوجه ي دوباره ي آنان به قرآن در هراسند تاآنها بتوانند با كمك گرفتن از اين تحقيقات راههاي جديدتري را براي دور نگه داشتن مسلمانان از قرآن تجربه نمايند

امیدوارم استفاده کرده باشین ودر ضمن نظر یادتون نره

تا پست بعدی

نوشته شده توسط معصومه داوطلب در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385 ساعت 9:30 | لینک ثابت |